ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

38

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

تسخير كرد . چون آوازهء تسخير لار به گوش ولى محمدخان رسيد در زمان خلعتى براى ميرمهرعلى فرستاد و او را ترغيب كرد كه دشمن را تعقيب و سپاهى روانهء اهواز كند و هر مخالف بدخواهى را بكشد . ولى محمدخان همچنين خبر اين پيروزى را به كرمان فرستاد و در آغاز ژوئيه به دستور او سه روز شهر كرمان آذين بندى و چراغان گشت . ولى محمدخان برادر خود احمدخان را همراه با ميرزا ابوالقاسم نايب پيشين گمبرون به دنبال مير مهر على فرستاده بود تا او را در آزاد ساختن لار يارى دهند . هنگامى كه اين دو تن به لار رسيدند مير مهر على لار را آزاد ساخته بود . گرچه هنوز برخى از دشمنان در پيرامون آن بودند . مير مهر على بر آن شد كه برخى از سپاهيان خود را به گمبرون بفرستد . گرچه پيش از اين ولى محمدخان سپاهيانى به آن صوب گسيل داشته بود ، اما او معتقد بود كه آن سپاهيان تا مدتى ديگر به گمبرون نخواهند رسيد . مير مهر على خويشاوند خود مير شيريان را با نيروئى براى دستگيرى حسن گاو بستى « 8 » به گمبرون فرستاد و از اتلام خواست ضمن جلوگيرى از فرار حسن گاوبستى به پاس دوستى شاه طهماسب او را دستگير سازد . احمدخان كه از سوى برادرش ولى محمدخان به مقام نايب لاربر گماشته شده بود به اتلام نوشت : « من پس از پاك كردن لار از وجود دشمنان به تن خود براى تسلى دادن به مردم بيچارهء گمبرون و نابودى بدخواهان به آنجا خواهم آمد . » در حوالى 20 ژوئن 1725 چاپارى از كرمان خبر آورد كه شاه طهماسب با سپاهى ، به تهران رسيده و با صدور رقمى ولى محمدخان را مقام بيگلربيگى فارس ، لار ، بنادر و خراسان داده . بدينسان مقام بيگلربيگى ولى محمدخان دوباره تأييد شد . شاه طهماسب همچنين رقم ديگرى صادر كرده بود كه به دستور نايب كرمان در مسجد شهر در ملاء عام خوانده شد . صرف نظر از خبرهاى مربوط به ورود شاه طهماسب به

--> ( 8 ) - حسن گاو بستى بندرعباس را در سال 1724 براى افغانان تسخير كرده بود ( رك كتاب محمود افغان فصل 9 از همين مؤلف ) .